عرفان. عرفان اسلامي براي ما خيلي جالب بود. همة ما احساس ميكرديم كه معنويت در غرب خيلي كمرنگ شده و وقتي با امام آشنا شديم، ديديم كه ايشان صرفاً يك سياستمدار مثل باقي سياستمداران نيست و حرفهايش آكنده از معنويت است. و اين موضوع براي خيليها جالب بود. تقريباً من با هر كس دربارة اسلام صحبت ميكردم همگي علاقة خاصي به ادبيات و عرفان فارسي داشتند البته نه به شكل خاصي كه در آثار امثال قونوي يافت ميشود. جاذبة اصلي به معنويتي كه در اسلام يافته ميشد، ربط پيدا ميكرد.
اين گرايشها چقدر با موعود و منجيگرايي نسبت پيدا ميكرد؟
توجه به اين موضوع در مرحلة بعدي پيش ميآيد و الاّ من كسي را نديدم كه به واسطة مهدويت و آموزههاي مربوط به آن مسلمان شده باشد ولي عموماً پس از مسلمان شدن، علاقة خاصي به اين موضوع پيدا ميكردند.
برای دریافت کامل متن فوقاینجا کلیک کنید.